عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى

22

مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )

بهيكل ( ابيذاوروس ) مامور شده و يكى از حيّات مقدّسه بتوسط سفارت مزبوره بمملكت روم حمل گرديد و صورت اسكولاب را كاهى به صورت مارى در الواح نقش مىكردند و كاهى به صورت مرد عبوس كثير اللّحيه و كاهى امرد مىكشيدند كه بر دور دو ذراعين او مارى پيچيده و كاهى عصائى كه بر آن تكيه داده بود مارى پيچيدهء بان عصا تصوير مىكردند و رسم كهنهء كه در آن هياكل معالجهء مرضى مىنمودند اين بود كه بعد از برؤ مرض هريك از مرضى صورت خود و شكل عضو مريض كه مجروح و يا متورم بود با حسب و نسب شخص مريض و حالت مرض و علاج معموله را بر لوحى نوشته براى كهنهء هياكل مزبوره ارسال مىداشتند و كهنه آن الواح را بر جدران آن هيكل مىآويختند و زمان درازى اطباى يونان بر اوراق و لباسهاى رسميّهء خود شكل مار رسم مىكردند اشاره باينكه منسوب باسقليبيوس مىباشند و مرضى نذورات و قربانيها بر هياكل اسقليبيوس مىفرستادند و بواسطهء قربانى اهالى يونان خروس و مردم قيروان بز ذبح مىنمودند و كهنه مقيمين آن هياكل را اسقلبياذه يعنى ( آل اسقليبيوس ) مىناميدند و آنها طب را به غير از اولاد خود به كسى نمىآموختند انتهى ملخصا « 1 » پس تشكر شايان و تمجيد و تكريم بىپايان نثار روان بقراط باد كه بجهد وافى و همت كافى خود طب را از اوهام باطلهء كهانت و از حالت اختلاط باساطير و خرافت بشؤنات علميّت ترقى داد * 2 1 ابقراط ( هيپكرات ) HIPPOCRATE از حكماى يونان و از فرزندان اسقليبيوس اوّل در فن طبيعى قدوهء حكما و در علم طب پيشرو اطبا مقنن قوانين حكميّه و مؤسس اساس طبيّه اعجوبهء روزكار و نادرهء ادهار بود اوّل طبيبى است كه افشأ اين صناعت نمود و آن را در كتب مدوّن فرمود و اوّل كسيست كه بناى

--> ( 1 ) اما بعقيدهء اساطير و خرافات قديمهء يونان ( اسكولاب ) از ( اپولون ) كه كنايه از شمس و بعقيدهء ضابئين إله نور و حامى علوم و معارف است بوجودآمده اسم مادرش ( كورونيس ) و خيرون مذكور اسم عفريتى است كه اسكولاب در حجر تربيت او بوده و هم از وى علم طب آموخته چون اسكولاب احياى اموات مىكرد ( پلوتون ) إله آخرت از وى آزرده‌خاطر شده و بكوكب مشترى كه بعقيدهء آنها ابو الالهه بوده از او شكايت برد -